خواب
سلام فرشته کوچولوی من
امروز صبح ساعت 6 از خواب بیدار شدم که طبق معمول شب تا صبح برم Wc بعد بدو بدو اومدم بخوابم تا بلند شم و بیام سرکار.
عزیز دلم خوابتو دیدم برای اولین بار چهرت واضح بود . یکی نی نی ناز ناز توی یک لباس سرهمی سفید ولی بهم گفتن الان خیلی زوده و نباید بهت دست بزنم. سر قشنگتو چرخوندی و نگام کردی خیلی چشمات خوشگل بود و من عاشق چشمات شدم. همش داشتم قربون صدقت می رفتم. توی خواب رضا صدات کردن و منم تعجب کردم. آخه مامانی، من و بابایی هنوز برات اسم انتخاب نکردیم. ولی ما خیلی اسم رضا توی فامیل داریم عزیز مامان نمی دونم باید روی این خواب برای انتخاب اسمت حساب بازکنم یا نه.ولی از صبح همش تصویر اون نگاه قشنگ توی ذهنمه.
عشقم الان داری به مامانی لگد می زنی و منم غرق لذت می شم.
پی نوشت:
با هر شکل و قیافه و هر اسمی اینو بدون که مامان عاشقته و بی قرار به موقع اومدنت 


خواب
