رایین قشنگ منرایین قشنگ من، تا این لحظه: 13 سال و 26 روز سن داره

فرشته کوچک خوشبختی

سرکار

1393/1/18 10:57
نویسنده : بهار
201 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مامان

وبلاگت خیلی نصفه و نیمه شده انشاءالله الان که سر کار می یام و می تونم پای کامپیوتر بشینم کاملش می کنم.آخه شما فسقل خان نمی گذاشتی پای لب تاب بشینم و کار کنم.

رایین قشنگ مامان امروز سومین روزه و من سرکار می یام و شما هم پیش مامان جون و خاله بهنازی خدا رو شکر میونت با اونا خیلی خوبه و دوستشون داری و غریبی نمی کنی و کلی هم بازی می کنی و بهت خوش می گذره ولی من توی محل کار شدیداً دلتنگتم دلتنگ نگاه قشنگ و معصوم و دستای کوچولوت. البته خدا رو شکر کارم نیمه وقته تا 6 ماه آینده و من تا ساعت 2 می رسم خونه و میام پیشت.

روز اول اومدم خواب بودی بعداز بیدار شدنت هم خیلی منو تحویل نگرفتی ولی بعدش می می خواستی و خوردی و چسبیدی به من دو ساعت زیر سینم خواب بودی و سفتم دستامو گرفته بودی تا می می از دهنت می یومد بیرون زود می گرفتیش توی خواب انگار می ترسیدی که من برم و نباشم.

روز دومم که دیروز بود درو که باز کردن بغل خاله بهناز بودی منو اولش با مانتو و مقنعه نشناختی ولی بعدش اومدی بغلم و غرغر کردی و می می خواستی منم بغلت کردم و غرق بوسه کردمت عشق مامان همه هستی و زندگی من هستی . امیدوارم در آینده منو برای این روزای قشنگ که پیشت نیستم ببخشی. خیلی دلم می خواست خونه می موندم و بزرگت می کردم ولی آینده تو هم مهمه خیلی مهم و من مجبورم برای رفاه بیشتر و انشاءالله آینده بهترت سر کار برم.از بابت تربیتت و .... مطمئنم و می دونم که مامان جون خیلی بیشتر و بهتر از من بهت رسیدگی می کنه منم سعی می کنم وقتی که می یام ساعاتی که نبودم رو برات جبران کنم.

دیروز کلی باهات بازی کردم و بعدم رفتیم بیرون برات لباس خریدم لباس توی خونه مارک bcc طرح گاو شیریش که زرد رنگه و خیلی بهت می یاد عزیزم. شبم دوباره کلی با هم بازی کردیم و خندیدیم.تند و تند شیشکی می بستی (کاری که تازه یاد گرفتی و نمی دونم از کجا) و ذوق می کردی .

اینرو بدون که دیگه زندگی و نفسم به تو بنده و این ساعاتی رو که سر کار هستم و بدون تو برام خیلی سخت می گذره و مامانی عاشقته

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)