دو پروژه ناتمام
سلام پسر قشنگ مامان 
امروز یکم تکونات کمتره ولی دیروز که توی اداره نشسته بودم اینقدر ورجه ورجه کردی که همش از دستت خندم می گرفت . خاله هم پریروز وقتی تکون خوردی و پیراهن من پرید بالا دید و کلی قربون صدقت رفت مامانی .
مامانی امیدوارم وقتی هم که اومدی مثل الان من که همش خوابم خوابت خوب باشه و شب بیدار نباشی.
راستی گل مامان ما هنوز نتونستیم برات اسم انتخاب کنیم. همه از دست ما عصبانی شدند هی می گن پس این گل پسر اسمش چیه ولی هنوز هیچی به هیچی
سه تا اسم برات انتخاب کردیم که هر کدوم یک ایرادی براش پیدا شد،
بارمان :به معنی شخص محترم و لایق دارای روح بزرگ، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی، اسم یکی از سرداران دوره ماد و نیز از شخصیتهای شاهنامه
رایین:نام سردار اردشیر دوم پادشاه ساسانی
دیان: قهار و چیر شونده، قاضی و حاکم و...
من خودم عسلم بارمانو دوست دارم ولی می ترسم وقتی در آینده رفتی خارج از کشور برای تلفظ اسمت به انگلیسی مشکل پیش بیاد که می شه مردی که بار رو اداره میکنه و به شخصیت گل پسر من که نمی یاد.
در مورد رایین که خاله بهناز خیلی این اسمو دوست داره و باباتم موافقه باهاش ، منم مخالفتی ندارم ولی دوست دارم اسمت پر معنا تر باشه.
و اما در مورد اسم دیان مامانی پیش خودمون بمونه فکر می کنم یکم لوسه و هنوز نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی بابایی این اسم رو هم دوست داره.
گل پسرم اینچنین است که الان که 27 هفته و 5 روزه که توی دل مامانی هنوز اسم نداری.
راستی یک پروژه ناتموم دیگه هم داریم اونم انتخاب سرویس خوابته
اکثر جاها رو برات گشتم ولی هنوز انتخاب نکردم گلم مامانه سخت گیری داری امیدوارم زودتر یک سرویس خواب خوشگل برات پیدا کنم و اتاق قشنگتو بچینم و تا بیای کلی قربون صدقه اتاقت برم مامانی
پی نوشت:
مامان برای تموم شدن این 2 ،3 ماه روز شماری می کنه و عاشقته


دو پروژه ناتمام
