سرویس تختخواب
سلام پسر قشنگ مامان
بالاخره پریشب با کلی مکافاتی که من و بابایی کشیدیم سرویس خواب قشنگتو آوردن و مامان جون و خاله بهناز دیروز زحمت کشیدن و اتاقتو چیدن و کلی همه قربون صدقه خودتو و وسایلت رفتیم.
عشق مامان هنوز من و بابایی باید یک کمی تغییرات توی اتاقت بدیم ولی اتاقت خیلی ناز شده عشق مامان دیشب بابایی همش می رفت توی اتاقتو یک ایده جدید می داد. انشاءالله هر وقت که اومدی با استفاده ازشون کلی لذت ببری.
بابایی هم هر وقت نگاش به اتاقت می یفته همش می گه سلام بابایی و کلی ذوق می کنه.
الهی قربونت برم مامان کلی پاهاش ورم کرده دیروز تو هم با ما ذوق میکردی و توی دل مامانی جشن گرفته بودی و لگد بارونم کردی مخصوصاً وقتی که ظهر می خواستم بخوابم.
مامان جون می گفت اتاقت داره آماده می شی می خوای بیای ولی من گفتم نه پسر من عجله نمی کنه و به وقتش می یاد.
مامانی عجله نکنیا عجله کار شیطونه . پسر قشنگ مامان انشاءالله سالم و سلامت و به وقتش باید بیاد که یک راست بیاد بغل مامان.
شیرین مامان از دیشبم همش سکسکه می کنی و من کلی می خندم به سکسکه هات. خیلی دلم می خواد زود این روزای باقیمانده بگذره و بیای بغلم البته مطمئنم دلم برای وقتی هم که توی دلم بودی تنگ می شه با لگدات عشق می کنم با اینکه یک عالمه درد دارم مامانی.
راستی من و بابایی می خوایم بریم برات لوسر و فرش بخریم.
اتاقتو زودی می چینم و عکساشو برات توی وبلاگت می گذارم که انشاءالله وقتی بزرگ شدی ببینی که مامان جون و باباجون و خاله بهناز چقدر برات زحمت کشیدن و البته بابایی هم همینطور .
رونوشت:
دارم روزا رو می شمارم دیگه چیزی نمونده عشق مامان که بیایی انشاءالله حداکثر 4 هفته
راستی دیروز با هم وارد 35 هفتگی شدیم مبارکت باشه عسل مامان


سرویس تختخواب
