رایین قشنگ منرایین قشنگ من، تا این لحظه: 13 سال و 27 روز سن داره

فرشته کوچک خوشبختی

بدون عنوان

سلام پسر قشنگ مامان مامانی می دونی این چند روزه دلم چقدر برات لرزیده و ترسیدم. آرزوی مامانی اینه که سالم و سلامت بغلت کنه و تمام مهر و عشقشو به پات بریزه. می دونی قشنگ مامان، نفس مامان به نفست بند شده و خدایی نکرده یک لحظه فکر نبودنت تنشو می لرزونه باید قول بدی به موقع و سلامت بیایی بغل مامانی . شیطونک مامان می دونی چقدر 4 شنبه گریه کردم وقتی که سر کار نشسته بودمو و یکدفعه لباسم خیس شد.ترسیدم که برای کیسه آبم که الان خونه تو توی دل مامانه اتفاقی افتاده باشه. چقدر تا وقتی رفتم و دکترو همه چیزو چک کرد غصه خوردم و گریه کردم. فکر کنم شیطونک تو هم فهمیدی که چقدر دوستت دارم هی دل مامانی رو می لرزونی دوشنبه هم رفته بودی اون پایین مایی...
12 تير 1392

شروع

سلام فرشته کوچک خوشبختی من امروز تصمیم گرفتم که خاطرات با تو بودن رو توی این وبلاگ ثبت کنم. خیلی وقت بود که تصمیم گرفته بودم برات وبلاگ درست کنم عزیز مامان ولی نمی شد ولی قول می دم خاطرات قبل رو هم وارد کنم از روزی که فهمیدم خدا بهم یک فرشته کوچولو داده تا الان و انشاءالله تا وقتی که بزرگ بشی و بتونی بخونیشون. راستی امروز 24 هفته و 4 روزه که توی دل مامانی هستی و نفس مامانی به ضربان قلب کوچولوت وصله پی نوشت: اینو بدون که مامان همیشه عاشقته   ...
1 تير 1392

خواب

سلام فرشته کوچولوی من امروز صبح ساعت 6 از خواب بیدار شدم که طبق معمول شب تا صبح برم Wc بعد بدو بدو اومدم بخوابم تا بلند شم و بیام سرکار. عزیز دلم خوابتو دیدم برای اولین بار چهرت واضح بود . یکی نی نی ناز ناز توی یک لباس سرهمی سفید ولی بهم گفتن الان خیلی زوده و نباید بهت دست بزنم. سر قشنگتو چرخوندی و نگام کردی خیلی چشمات خوشگل بود و من عاشق چشمات شدم. همش داشتم قربون صدقت می رفتم. توی خواب رضا صدات کردن و منم تعجب کردم. آخه مامانی، من و بابایی هنوز برات اسم انتخاب نکردیم. ولی ما خیلی اسم رضا توی فامیل داریم عزیز مامان نمی دونم باید روی این خواب برای انتخاب اسمت حساب بازکنم یا نه.ولی از صبح همش تصویر اون نگاه قشنگ توی ذهنمه. عشقم الا...
1 تير 1392